بررسي زواياي فتوحات خلفا

نكته اول در اين زمينه اين است كه هدف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و انبياء الهي، كشورگشائي و فتوحات و رساندن صداي توحيد به أقصي نقاط عالم، با زور شمشير نبوده است. قرآن صراحت دارد به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه: «أدْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. (سوره نحل/125)»

و صراحت دارد كه: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» (سوره بقره/256)

«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ» (سوره شورى/48) «اگر مردم از اسلام اعراض كردند، تو وكيل و حافظ مردم نيستي اي پيامبر و وظيفه تو ابلاغ است»

يعني اگر مردم از اسلام هم اعراض كردند، وظيفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين نيست كه در سايه شمشير و قدرت بيايد اسلام را به زور وارد خانه‌هاي مردم كند و وارد شهرها و بلاد كند. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، حدود هشتاد و اندي جنگ انجام داده كه مجموع كشته‌هاي در اين جنگ‌ها و غزوات و سريه‌ها در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، به هزار نفر نرسيده است. تمام افرادي كه از مسلمان‌ها يا از كفار كشته شدند، در همين حدود بودند.

ضمنا سنت پيامبر به هيچ وجه اسلام اجباري نبود. هيچ كدام از جنگهاي پيامبر جنگ ابتدايي نبود بلكه تمامي آنها دفاعي بود . ولي فتوحات خلفا همگي موجب شد سرزمين‌هاي فتح شده از اسلام ديد منفي پيدا كنند . به همين دليل است كه مي‌بينيم به محض اينكه حضرت علي عليه السلام خلافت ظاهري را به دست گرفتند تمامي اين فتوحات را تعطيل كردند.

در قرآن، در سوره بقره، آيه 190 مي‌فرمايد: «وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ.» «آن كساني كه با شما جنگ مي‌كنند، با آنها بجنگيد و از حد شرعي خود تجاوز نكنيد.»

همچنين در ممتحنه، آيه 8 مي فرمايد: «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» «آنهايي كه با شما نجنگيدند و شما را از خانه‌هايتان بيرون نكردند و آواره نكردند و اموال شما را مصادره نكردند، مبادا با آنها بجنگيد.»

اين منطق، منطق اسلامي و قرآني است. همين منطق بود كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) إعمال كرد و مردم  دسته دسته و فوج فوج وارد اسلام شدند.

دراينجا نظر شما را به روايت جلب مي‌كنم :

روايت از عايشه است كه از نبي مكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) سؤال مي كند كه:  يا رسول الله آيا حجر اسماعيل جزء خانه خدا و بيت‌الله است يا نه؟ پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) گفتند: بله، عايشه گفت: تمام خانه‌ها دربشان چسبيده به زمين است، چرا درب خانه خدا بالا است؟ چرا دستور نمي‌دهي كه آن را هم‌سطح زمين كنند و حجر اسماعيل را داخل خانه خدا كنند؟ پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «لولا أن قومك حديثوا عهد بجاهلية (أو قال بكفر) لأنفقت كنز الكعبة في سبيل الله و لجعلت بابها بالأرض و لأدخلت فيها من الحجر» «اگر نبود قوم تو كه هنوز آن تعصبات جاهليت و آثار كفر از ذهنشان بيرون نرفته و از اسلام فرار نمي‌كردند، من درب خانه خدا را با زمين يكسان مي‌كردم و حجر اسماعيل را داخل كعبه مي‌كردم[1]»

فردي كه در رأس حكومت قرار گرفته و با معارف اسلامي آشنا نيست و هنوز آن روحيه واقعي اسلامي در روح او جاي نگرفته، او مي‌خواهد چه كار كند؟ خلفا به اين شكل آمدند بعد از نبي مكرّم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فتوحاتي را انجام دادند. آنان آمدند با روحيه جاهلي، شروع كردند به بهانه كشورگشائي، مردم را كشتند و جنايت و ‌مصادره اموال و تخريب خانه‌ها و ... را انجام دادند. خيلي از مستشرقين، حتي مسيحي‌ها، مي‌گويند اسلام در سايه شمشير توانسته است پيشرفت كند.

ادامه دارد ................

[1]  رجوع كنيد به صحيح مسلم، ج4،‌ ص98 - البداية و النهاية، ج1، ص191 - نيل الوتار شوكاني، ج6، ص140 - فتح الباري، ج3، ص364 - كنز العمال، ج12، ص202 -  تفسير ابن كثير، ج1، ص185 - المجموع نووي، ج8، ص23