مذاهب اربعه اهل سنت
سخني پيرامون مذاهب چهارگانه
اهل سنت در اصول دين به فرقههاي متعددي مثل اشعري، معتزلي، ماتريدي، اهل حديث، و... تقسيم ميشوند كه البته تقريبا تمامي اين فرقهها از ميان رفتهاند و هم اكنون تمامي اهل سنت در اصول دين جزو اشعريون هستند.
در فروع دين هم به يكي از چهار مذهب حنفي ، شافعي ،مالكي ، حنبلي معتقد هستند. در واقع مرجعيت فقهي پس از اختلافات و كشمكش هاي مختلف، از ميان صدها مجتهد بر روي چهار نفر استقرار يافت : مالك ، ابوحنيفه ، شافعي ،احمد بن حنبل ، سپس اجتهاد را حرام دانسته و به همگان دستور دادند تا از اينها تقليد كنند. اين قضيه بر ميگردد به سال 663 هجري ، يعني قرن هفتم، هنگامي كه قدرت حاكم براي جلوگيري از هرج و مرج در دادگاه ها و محاكم، مصحلت خود را در منحصر كردن اجتهاد در اين چهار نفر ديد[1]. (دقت كنيد)
قبل از به رسميت شناختن اين چهار فرقه، فرقه هاي متعددي وجود داشته است مانند
1 ـ مذهب فقهي عمر بن عبد العزيز (بن مروان بن الحكم)، متوفاى سال 101 هجري، او جزء تابعين است.
2 ـ مذهب فقهي شعبى (عامر بن شرحبيل)، متوفاى سال 105 هجري. مذهب او، به مدت 5 قرن قابل توجه علماي فقهي اهل سنت بوده است.
3 ـ مذهب فقهي حسن بصرى، متوفاى سال 110 هجري.
در مورد او ميگويند: «لولا سيف الحجاج و لسان الحسن لَوُئِدَت الدولة المروانيّة فى لحدها» «اگر شمشير حجاج و زبان حسن بصري نبود، دولت بني مروان در قبر دفن مي شد و زير خاك مي رفت»
4 ـ مذهب فقهي أعمش (أبو محمد سليمان بن مهران)، متوفاى سال 148 هجري.
5 ـ مذهب فقهي سفيان ثورى (سفيان بن سعيد بن مسروق أبو عبد اللّه)، متوفاى سال 161 هجري.
6 ـ مذهب فقهي ليث بن سعد، متوفاى سال 175 هجري.
7 ـ مذهب فقهي سفيان بن عيينة، متوفاى سال 198 هجري، مذهب او تا اواخر قرن ششم، مورد توجه اهل سنت بوده است.
8 ـ مذهب فقهي اسحاق (إسحاق بن إبراهيم المعروف بإبن راهويه)، متوفاى سال 238 هجري.
9 ـ مذهب فقهي أبو ثور (إبراهيم بن خالد الكلبي)، متوفاى سال 240 هجري.
10 ـ مذهب فقهي داود ظاهرى، متوفاى سال 270 هجري.
تا زمانيكه مذاهب اربعه رسميت نيافته بود، اين مذاهب مورد توجه بوده و به آنها عمل مي كردند و در حوزه هاي درسي علماي اهل سنت، مورد بحث و بررسي و نقد و مناقشه بوده است.
1. به راستي به چه علت بايد مذاهب در چهار نفر منحصر شود؟ در كجاي قرآن يا سنت پيامبر آمده است كه مردم بايد از چهار مذهب و آن هم فقط همين چهار مذهب تبعيت كنند؟
2. مردمي كه تا قبل از قرن هفتم از مذاهب ديگر تبعيت ميكردند، راه درست را مي رفتند يا مردمي كه بعد از قرن هفتم بودند؟
3. جناب اشعري كه 270سال پس از هجرت پيامبر به دنيا آمد! اصول عقائد خود را بر چه اساسي استوار كرده است ؟ آيا آن را از پيامبر گرفته است !؟ او كه خودش و پدرش و اجدادش پيامبر را نديدند! چگونه ميتواند مذهبي را پايه گذاري كند؟ مذهب او بر چه اساسي است ؟
4. كدام آيه قرآن يا روايت گفته است كه مردم بايد از ابو الحسن اشعري پيروي كنند ؟ مردم تا سال 270 هجري قمري از چه كسي پيروي مي كردند ؟ آيا آنها كه به پيامبر نزديك تر بودند و از اشعري تبعيت نميكردند كار صحيحي انجام ميدادند يا مردم زمانهاي ديگر ؟
5. ابوحنيفه (متولد سال 80) ، مالك (متولد سال 95)، شافعي (متولد سال 150) و احمد بن حنبل (متولد سال 164هجري قمري) فقه خود را از چه كسي دريافت كردهاند؟ آيا آنان جزو صحابه يا تابعين بودهاند ؟ و يا اصلا آيا صحابه و يا تابعين را ديدهاند؟ اگر نديدهاند پس بر چه اساسي بايد از آنها پيروي و تبعيت كرد ؟ چه دليلي بر تبعيت آنها وجود دارد؟ اهل سنت تا قرن هفتم كه مرجعيت فقهي در اين چهار نفر منحصر شد از چه شخص يا اشخاصي پيروي ميكردند، آيا آنان راه درست را ميرفتند يا مردمي كه الان به يكي از اين چهار نفر ميگرايند؟
6. چه دليلي بر ترجيح مذاهب چهارگانه بر مذهب ديگر وجود دارد؟ مسلمانان در قرن هاي سه گانهي نخستين، يعني در قرن اول و دوم و سوم به كدام يك از اين مذاهب معتقد بودند؟ كدام يك از صحابه و يا تابعين پيرو اشعري و يا ابوحنيفه و مالكي و شافعي و حنبلي بودند ؟
7. چطور ممكن است كه وجود چهار مذهب با اجتماع و اتحاد مسلمانان موافق باشد اما همين كه به پنج رسيد اجتماع از هم پراكنده مي شود ؟ آيا اتحاد به اين است كه يك مذهب به چهار مذهب تبديل شود ؟ يا اينكه چهار مذهب به يك مذهب تبديل شود؟
8. رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلّم) در حديثي كه شيعه و سني نقل كرده اند فرمودند «امت موسي پس از او به هفتاد و يك فرقه و امت عيسي پس از وي به هفتاد و دو فرقه تقسيم شدند، و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد كه تنها يك فرقه اهل نجات خواهد بود، چنان كه از فرقههاي هر يك از دو امت موسي و عيسي نيز تنها يك فرقه اهل نجات بود» حال كدام يك از اين چهار فرقه اهل نجات هستند ؟
9. يك شيعه كه ميخواهد از اهل سنت تبعيت كند از كدام يك از فرقههاي چهارگانه تبعيت كند ؟ آيا همهي اين چهار فرقه اهل نجات هستند در حالي كه پيامبر فرمود فقط يك فرقه اهل نجات هستند ؟ چرا اهل سنت ميگويند به هر كدام از اين چهار فرقه معتقد شويد اهل نجات خواهيد بود[2]؟
10. آيا مذاهبي كه تا قرن هفتم وجود داشت صحيحتر است يا مكاتبي كه در قرن هفتم به عنوان مكتب شناخته شدند؟ آيا اگر از بزرگان ديگر اهل سنت مانند سفيان ثوري و ليث بن سعد و اعمش و شعبي كه هر كدام مكتب مخصوص خود را داشتند، پيروي شود به گمراهي افتادهايم؟ با اينكه تمامي اين مكاتب قبل از رسمي شدن مذاهب چهارگانه، در بين اهل سنت رسمي شده بود.
11. آيا دين همان چيزي است كه دستگاه حاكم مشخص ميكند!؟!؟!؟ پس چرا هنگامي كه در قرن هفتم تقليد از يكي از اين چهار مذهب به وسيله حكومت منحصرشد ديگر هيچ كسي نميتواند از مذاهب ديگر اهل سنت تبعيت كند؟ به راستي بر طبق كدام مبنا دستگاه حاكم، اسلام را در اين چهار مذهب منحصر كرد؟؟
12. علماي اهل سنت حديثي نقل ميكنند به اين مضمون «هنگامي كه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) افتراق امت به هفتاد و سه فرقه را ذکر کردند و فرمودند همه در آتش هستند، مگر یک گروه، اصحاب درباره آن گروه سؤال کردند، فرمود: «آنان کسانی هستند که بر روشی که من و اصحابم امروز هستیم باشند»
برفرض هم كه اين حديث را قبول كنيم، آيا اصحاب پيامبر اشعري و حنفي و حنبلي و مالكي بودند؟؟؟؟ كداميك از اصحاب رسول الله پيرو ائمه چهارگانه اهل سنت بودند؟؟ با اينكه همانگونه كه بيان شد در قرن هفتم اين چهار مكتب از بين تمام مذاهب اهل سنت انتخاب شد، آيا ميتوان گفت كه در قرن اول اصحاب رسول الله اشعري و حنفي بودند؟؟ با اينكه نه خود ائمه چهار گانه و نه پدران آنها هنوز در زمان رسول الله به دنيا نيامده بودند!!!
[1] رجوع كنيد به البداية و النهاية، ج13، ص260 ، العبر في خبر من غبر،ج3، ص307 ، خطط، ج3، ص390 .
[2] دقت شود كه فرقههاي شيعي هم متعدد هستند ولي با اين تفاوت كه ما شيعه اماميه بر اين اعتقاد هستيم كه فرقه ناجيه، همين يك فرقه است به دليل احاديثي كه در كتب اهل سنت آمده است مبني بر اينكه ائمه پس از پيامبر 12 نفر هستند. ولي اهل سنت بر اين عقيده هستند كه هر چهار فرقه اهل نجات هستند، در حاليكه رسول الله فرمودند يك فرقه اهل نجات است.