نیم نگاهی به فتوحات خلفا
بحث فتوحات خلفا در میان اهل سنت بسیارپرطرفدار است و بر روی آن بسیار تاکید شده ومی شود. در پستهای قبلی تا حدودی به این موضوع پرداخته شد در این پست به بررسی چند نمونه از این فتوحات می پردازیم. باشد که مایه عبرت شود .....
۱- فاتحان آدمپز
يكي از علماي اهل سنت در داستان فتح آندلس نقل ميكند :
وقتي لشكريان وارد آندلس شدند، وارد يك جزيرهاي شدند كه دستهاي به نام فرانين كه تربيت بوتههاي انگور را بعهده داشتند در آنجا بودند. فرمانده لشكر اسلامي دستور داد تا سركرده اين فرانين كه مسيحي بودند را گرفتند و سرش را بريدند و بدنش را قطعه قطعه كردند و داخل ديگ انداختند و بدنش را پختند و در جايي ديگر انداختند !!!!! ولي وقتي لشكريان اسلام آمدند كه سفره پهن كنند، به مردم آنجا اينگونه فهماندند كه آن بدن را داخل سفره گذاشته و خوردند. مردم هم در نقاط مختلف شهر پخش شدند و گفتند اينها كه به شهر ما حمله كردهاند، همهشان آدمكش و آدمخوار هستند. يك وحشت و رعبي در بين مردم ايجاد كردند. (فتوح مصر و اخبارها، ص345 و 346)
آيا پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) همچنين كاري كرد؟ آيا اين جزء اخلاق اسلامي است كه براي ايجاد رعب و وحشت، يك انسان را، ولو اينكه مسيحي باشد، بكشند و سرش را جدا كنند و بدنش را قطعه قطعه كنند و بپزند؟ آيا اين مردم، با طيب نفس وارد اسلام ميشوند؟
2- ذات العيون
خالد بن وليد، وقتي وارد شهر انبار شد، درگيري صورت گرفت و خالد دستور داد تا تيراندازان ماهر، افرادي كه از دشمن، در مقابل بودند، فقط به چشمانشان تير بزنند و هزار نفر را كور كردند و لذا اين جنگ را جنگ «ذات العيون» ناميدند. (البداية و النهاية ابن كثير، ج6، ص386)
1. آيا در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اينچنين عملي سابقه داشت، آيا اينچنين دستوري را صادر كرد؟ آيا اين عمل، مردم را به اسلام بدبين ميكند يا خوشبين؟ آيا شما در دوران جاهليت كه جنگهاي 200، 300 ساله بين آنها بوده، اينچنين جنگي از آنها سراغ داريد؟
3- جنگ طالقان
در جنگ طالقان كه در حمله به ايران صورت گرفت، در تاريخ آمده كه وقتي وارد شهر شدند و شهر را تصرف كردند، چهار فرسخ (24 كيلومتر) مردم را به صف كشيدند و دستور دادند كه از اول تا آخر صف، همه را گردن زدند!!!!!!!!!!!!
2. آيا اين است كشورگشائي براي اسلام؟ آيا اينها مايه افتخار و مباهات است؟ اينها در تاريخ مانده و تاريخ اينها را فراموش نكرده است. ابن اثير، از مورخان بنام أهل سنت است كه اين ماجرا را نقل ميكند. (الكامل ابن اثير، ج4، ص545)
4- جنگ گرگان
سعيد بن عاص كه فرمانده ارتش بود، وارد گرگان شد و با گرفتن 200 هزار دينار با آنها مصالحه كرد و بعد وارد شهر طميسه شد كه كنار دريا قرار داشت و آنها درخواست امان كردند و گفتند اگر امان بدهيد ما اسلام مي آوريم. بعد از امان دادن، ارتش اسلام گفت كه ما يك نفر هم از شما را نميكشيم. بعد از گشودن درب قلعه شهر، سعيد بن عاص دستور داد تمام مرد و زن و بزرگ و كوچك را از دم شمشير گذراندند و جز يك نفر. چون گفته بودند جز يك نفر را نمي كشيم. اين عملكرد يكي از فاتحان در كشور ايران. (الكامل ابن اثير، ج3، ص110)
5- جنگ فلسطين
وقتي وارد فلسطين شدند، تعدادي از افرادي كه جزء شورشيها بودند و در برابر اينها مقاومت كرده بودند و بعد تسليم شدند، دستور دادند دست و پاهاي اينها را بريدند و دست و پاي بريده را به دمشق كه مركز حكومت بنياميه بود فرستادند و آنها را از بالاي درب مسجد آويزان كردند: « فقطعت أيديهم و أرجلهم ثم حملوا إلى دمشق فرأيتهم مقطعين فأقيموا على باب مسجدها» (تاريخ طبري، ج5، ص609)
اين نشانه جوانمردي آنهاست. و اين است رأفت اسلامي و سيره پيامبر!!!!
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي وارد مكه شد، وقتي تمام كساني كه توانائي جنگ داشتند، از پير و جوان، آورده بود، آمارشان حدود 10 هزار نفر بود، اگر 20 هزار نفر هم تعداد زن و فرزندانشان را در نظر بگيريد، حدود 30 هزار نفر ميشدند. اين 30 هزار مسلمان، تلاش 21 سال تلاش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه از دنيا رفت، ميگويند تعداد صحابه، 116 هزار نفر بود. يعني نزديك 90 هزار نفر مسلمان، براي سال 9 و 10 هجري بودند. همه مورخان نوشتهاند كه اخلاق پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در فتح مكه، بزرگترين عامل توجه مردم به اسلام بود. اين رأفت اسلامي بود كه دستههايي از اطراف مكه و مدينه آمدند و به اسلام گرويدند. آن سيره نبوي بود و اين هم سيره فاتحان فتوحات.
6- اهل حيزان
ذهبي مينويسد كه لشگريان وقتي وارد منطقه حيزان شدند و با آنها درخواست صلح كردند و مسلمانان صلح را نپذيرفتند و با آنها به قتال پرداختند و تمام مردم را، حتي طفلها را سر بريدند غير از يك سگ و يك آدم، آن هم براي نمونه كه او هم برود به جاهاي ديگر اعلام كند كه اين مسلمانان اين چنين رأفت اسلامي دارند. به سگ رحم ميكنند و از آن همه انسان، فقط به يك انسان رحم ميكنند. (تاريخ اسلام ذهبي، ج7، ص308، حوادث سال 113هجري)
3. منصفانه بنگريد و پاسخ گوييد كه آيا اين فتوحات چيزي غير از شر و بدي در بر داشته است؟ و اينها افتخار حساب ميشوند؟