وهابیت - شرک - بدعت - حرام - مرتد!!! (قسمت دوم)

آیا طلب شفاعت شرک است؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی از مسائلی که فرقه ی انگلیسی وهابیت بر روی آن تاکید می کند و آن را شرک می داند شفاعت خواستن از بزرگان است. در حالیکه این سخن مخالف صریح آیات قرآن کریم است. خدای متعال در سوره يوسف در آيه 97 مي‌فرمايد «قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ» «گفتند: پدر از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم»

1.       يعني آيا به نظر وهابيون برادران حضرت يوسف همگي مشرك بودند كه به پدر خود متوسل شدند و گفتند براي ما شفاعت كن،‌ و جالب اينجاست كه حضرت يعقوب به آنان نفرمود كه خودتان برويد استغفار كنيد بلكه به آنان فرمود «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (يوسف 98) گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است» برفرض هم كه برادران حضرت يوسف مشرك بوده‌اند آيا حضرت يعقوب نبايد آنها را از اين شرك باز مي‌داشت ولي نه تنها اين كار را انجام نداد بلكه به آنان فرمود كه براي شما استغفار مي‌كنم! آيا خود حضرت يعقوب هم مشرك بوده است؟

مسئله ديگري كه از اين سوره مي‌توان عبرت گرفت بحث زيارت و احترام به ائمه و بزرگان است كه باز در اين سوره آمده است كه برادران حضرت يوسف در مقابل پدر و مادر خويش به سجده افتادند. «وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُؤْيايَ مِن قَبْلُ.........» (يوسف 100) «و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگى بخاطر او به سجده افتادند؛ و گفت: «پدر اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم؛ پروردگارم آن را حق قرار داد .........» البته اين سجده به خاطر عبوديت نبوده است بلكه به خاطر تكريم و احترام بوده است.

2.        حال اگر زيارت ائمه و توسل و شفاعت و تبرك شرك است پس در اين صورت حضرت يوسف و حضرت يعقوب و برادران او همگي مشرك بوده اند (العياذ بالله) در حالي كه ما در اين جا مي بينيم كه برادران يوسف براي تكريم پدر و مادر خود سجده مي‌كنند،‌ همان طوري كه خداوند براي تكريم (نه عبادت) آدم به ملائك فرمود به او سجده كنيد، حال اگر اين اعمال شرك است پس تنها كسي كه مشرك نيست شيطان است !! (همان‌گونه كه به نظر وهابيون تنها وهابيون مشرك نيستند!)

3.       اگر هر نوع درخواست از ديگران شرك باشد پس هيچ موحدي درعالم وجود ندارد! زيرا همه ما به همديگر محتاج مي‌شويم، هنگامي كه بيمار مي‌شويم به پزشك متوسل مي‌شويم، هنگامي كه نياز به علم داريم به علما و دانشمندان متوسل مي‌شويم، هنگام ساخت بنا به بنايان متوسل مي‌شويم و ....، حال آيا متوسل شدن به اولياي الهي شرك است؟ چگونه است كه براي هر كاري به همديگر متوسل مي‌شويم ولي در امور ديني نبايد به هيچ‌كسي متوسل شويم؟

ادامه دارد ......

وهابیت - شرک - بدعت - حرام - مرتد!!!

وهابيت فرقه‌اي است كه تمامي فرق ديگر را مشرك مي‌دانند و حكم ارتداد و قتل همه فرقه‌هاي ديگر را صادر مي‌كنند. مهمترين بهانه‌ي وهابيت براي صدور حكم ارتداد شيعيان عبارتست از زيارت قبور، ساخت مقبره براي اموات، شفاعت، توسل، تبرك و اعتقاد به علم غيب براي پيامبر و ائمه عليهم السلام، انشاء الله در این مباحث با توجه به آیات قرآنی به این شبهات وهابیت پاسخ داده می شود.

تبرک جستن حرام است ......

يكي از داستانهايي كه دراين زمينه بسيار به ما كمك مي‌كند داستان حضرت يوسف است. در اين داستان هنگامي كه حضرت يوسف پس از سالها مي‌خواهد به كنعان باز گردد به برادران خود مي‌گويد «اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هَذا فَأَلْقُوهُ عَلَى‏ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ» (يوسف 93) ‌«اين پيراهن مرا ببريد، و بر صورت پدرم بيندازيد، بينا مى‏شود و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد»

در اينجا ما مي‌بينيم كه حضرت يوسف با صراحت مي‌گويد پيراهن را ببريد و روي صورت او بياندازيد او بينا مي‌شود،‌ آيا اين چيز ديگري غير از علم غيب است. در ادامه سوره يوسف اين مطلب را تاييد مي كند كه چشم حضرت يعقوب بينا شد «فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى‏ وَجهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (يوسف 96)

1.       چطور است كه حضرت يوسف علم غيب دارد ولي رسول اكرم كه مقام ايشان بسيار بالاتر از حضرت يوسف است علم غيب ندارد؟

2.       مسئله ديگري كه بايد ذيل همين آيه توضيح داده شود مسئله تبرك است، كه حضرت يوسف پيراهن خود را به برادرانش داد و گفت اين پيراهن را روي صورت حضرت يعقوب بياندازيد، آيا اين جز تبرك جستن به پيراهن چيز ديگري است ؟

3.       در داستان حضرت داود مي‌خوانيم «وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى‏ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلاَئِكَةُ» «و پيامبرشان به آنها گفت: «نشانه حكومت او، اين است كه «صندوق عهد» به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد در حالى كه فرشتگان، آن را حمل مى‏كنند» آيا اين چيزي غير از تبرك جستن صندوق است؟ و آيا پيامبر آنان مشرك بوده است؟ چطور است كه آنان با يك تابوتي كه هيچ جسمي در آن نيست به آرامش مي‌رسند، آنگاه ما مسلمانان با ضريح پيامبر كه جسم مطهر ايشان در آن است نمي‌توانيم به آرامش برسيم؟ و آيا تبرك جستن به ضريح رسول الله و فرزندان ايشان شرك است؟ آيا ما با تبرك جستن به قبور انبيا و ائمه خداي ديگري قائل شديم؟؟