خلفا و فتوحات - قسمت دوم

بررسي زواياي فتوحات خلفا

نكته اول در اين زمينه اين است كه هدف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و انبياء الهي، كشورگشائي و فتوحات و رساندن صداي توحيد به أقصي نقاط عالم، با زور شمشير نبوده است. قرآن صراحت دارد به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه: «أدْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. (سوره نحل/125)»

و صراحت دارد كه: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» (سوره بقره/256)

«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ» (سوره شورى/48) «اگر مردم از اسلام اعراض كردند، تو وكيل و حافظ مردم نيستي اي پيامبر و وظيفه تو ابلاغ است»

يعني اگر مردم از اسلام هم اعراض كردند، وظيفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين نيست كه در سايه شمشير و قدرت بيايد اسلام را به زور وارد خانه‌هاي مردم كند و وارد شهرها و بلاد كند. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، حدود هشتاد و اندي جنگ انجام داده كه مجموع كشته‌هاي در اين جنگ‌ها و غزوات و سريه‌ها در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، به هزار نفر نرسيده است. تمام افرادي كه از مسلمان‌ها يا از كفار كشته شدند، در همين حدود بودند.

ضمنا سنت پيامبر به هيچ وجه اسلام اجباري نبود. هيچ كدام از جنگهاي پيامبر جنگ ابتدايي نبود بلكه تمامي آنها دفاعي بود . ولي فتوحات خلفا همگي موجب شد سرزمين‌هاي فتح شده از اسلام ديد منفي پيدا كنند . به همين دليل است كه مي‌بينيم به محض اينكه حضرت علي عليه السلام خلافت ظاهري را به دست گرفتند تمامي اين فتوحات را تعطيل كردند.

در قرآن، در سوره بقره، آيه 190 مي‌فرمايد: «وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ.» «آن كساني كه با شما جنگ مي‌كنند، با آنها بجنگيد و از حد شرعي خود تجاوز نكنيد.»

همچنين در ممتحنه، آيه 8 مي فرمايد: «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» «آنهايي كه با شما نجنگيدند و شما را از خانه‌هايتان بيرون نكردند و آواره نكردند و اموال شما را مصادره نكردند، مبادا با آنها بجنگيد.»

اين منطق، منطق اسلامي و قرآني است. همين منطق بود كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) إعمال كرد و مردم  دسته دسته و فوج فوج وارد اسلام شدند.

دراينجا نظر شما را به روايت جلب مي‌كنم :

روايت از عايشه است كه از نبي مكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) سؤال مي كند كه:  يا رسول الله آيا حجر اسماعيل جزء خانه خدا و بيت‌الله است يا نه؟ پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) گفتند: بله، عايشه گفت: تمام خانه‌ها دربشان چسبيده به زمين است، چرا درب خانه خدا بالا است؟ چرا دستور نمي‌دهي كه آن را هم‌سطح زمين كنند و حجر اسماعيل را داخل خانه خدا كنند؟ پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: «لولا أن قومك حديثوا عهد بجاهلية (أو قال بكفر) لأنفقت كنز الكعبة في سبيل الله و لجعلت بابها بالأرض و لأدخلت فيها من الحجر» «اگر نبود قوم تو كه هنوز آن تعصبات جاهليت و آثار كفر از ذهنشان بيرون نرفته و از اسلام فرار نمي‌كردند، من درب خانه خدا را با زمين يكسان مي‌كردم و حجر اسماعيل را داخل كعبه مي‌كردم[1]»

فردي كه در رأس حكومت قرار گرفته و با معارف اسلامي آشنا نيست و هنوز آن روحيه واقعي اسلامي در روح او جاي نگرفته، او مي‌خواهد چه كار كند؟ خلفا به اين شكل آمدند بعد از نبي مكرّم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) فتوحاتي را انجام دادند. آنان آمدند با روحيه جاهلي، شروع كردند به بهانه كشورگشائي، مردم را كشتند و جنايت و ‌مصادره اموال و تخريب خانه‌ها و ... را انجام دادند. خيلي از مستشرقين، حتي مسيحي‌ها، مي‌گويند اسلام در سايه شمشير توانسته است پيشرفت كند.

ادامه دارد ................

[1]  رجوع كنيد به صحيح مسلم، ج4،‌ ص98 - البداية و النهاية، ج1، ص191 - نيل الوتار شوكاني، ج6، ص140 - فتح الباري، ج3، ص364 - كنز العمال، ج12، ص202 -  تفسير ابن كثير، ج1، ص185 - المجموع نووي، ج8، ص23

خلفا و فتوحات

مسأله فتح ايران به وسيله خليفه دوم مورد گفتگوي بسياري از مردم است و اهل سنت آن را يكي از بزرگترين افتخارات عمر بن خطاب مي‌دانند.

براي بررسي اين مسأله ابتدا بايد تعدادي از آيات و روايات را بررسي كنيم .

خداوند در قرآن مي‌فرمايد : «هَا أَنتُمْ هَؤُلَاء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن یَبْخَلُ وَمَن یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَكُمْ ثُمَّ لَا یَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ » (محمّد 38) «آگاه باشید شما اشخاصی هستید كه دعوت می‌شوید تا در راه خدا انفاق كنید. برخی از شما بخل می‌ورزید. هركس بخل بورزد، به خود بخل كرده و خدا بی نیاز است و شما همه نیازمندید، و هرگاه سرپیچی كنید، خدا گروه دیگری را جای شما می آورد. پس آنان مانند شما نخواهند بود و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می كنند»

در كتب متعددي آمده است كه هنگامي كه رسول الله اين آيه را تلاوت فرمودند، حاضران عرض كردند: ای رسول خدا آنهايي كه اگر ما اعراض كردیم خدا آنان را جانشین ما می كند و آنان مانند ما نخواهند بود، چه كساني هستند ؟ رسول خدا دست بر پاي سلمان فارسی زد و فرمود: او و طایفه‌اش هستند. (سپس اضافه نمود:) اگر دین خدا آویزه ستاره ثریا باشد، حتماً مردانی از فارس به آن خواهند رسید[1].

و باز در حدیثی از پیامبر اسلام صلي الله عليه و‌آله و سلم آمده: « لو کان الایمان معلقا بالثریا لا تناله العرب لنا له رجال من فارس» «اگر ایمان به ستاره ثریا آویخته باشد که عرب به آن دست نیابد هر آینه مردانی از ایران به آن دست می یابند.» (کنز العمال ، ج12 حدیث34129) و مشابه همين حديث در مورد علم و دين آمده است .

همچنين از پیامبر اسلام صلي الله عليه و‌آله و سلم نقل شده است که فرموده: «اعظم الناس نصیبا فی الاسلام اهل الفارس» «نصیب و بهره ایرانیان در اسلام از همه ملتهای دیگر بیشتر است.»  (کنزالعمال ، ج12 ، ص90، حدیث34126)

خداوند در سوره مائده آيه 54 مي فرمايد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لاَئِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ » «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هر كس از شما، از آيين خود بازگردد، خداوند جمعيتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد مى‏كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه به هر كس بخواهد مى‏دهد; و (فضل) خدا وسيع، و خداوند داناست.»

شيخ طبرسي، مفسر نامدار اسلام، در کتاب «مجمع البيان» روايت مي کند که از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم پرسيدند اين آيه در شان چه کساني نازل شده است؟ پيامبر، دست بر شانه سلمان فارسي نهاد و فرمود: هذا و ذووه.

يعني مراد از اين آيه، سلمان و هموطنان او - ايرانيان - هستند. آن گاه فرمود اگر دين (يا علم) ، همچون رشته اي به گردن ستاره ثريا آويخته باشد، مرداني از ايران بدان چنگ خواهند زد.

1.       حال اگر ايرانيان دين خدا را ياري مي كنند و پس از اينكه اعراب اعراض كردند آنها را به دين دعوت مي‌كنند، پس چرا عمربن خطاب ايران را با جنگ فتح كرد و به هيچ وجه از نظر فرهنگي دين را تبليغ نكرد؟ در حالي‌كه ما در تاريخ مي‌خوانيم كه اكثر ايرانيان در مقابل سپاه اسلام مقاومت نكردند، زيرا قبلا از مسيحيان شنيده بودند كه پيامبري در عربستان ظهور خواهد ‌كرد و مژده ظهور او را مي‌دادند، بنابراين وقتي شنيدند كه اين سپاه، سپاه اسلام است به غير از عده‌ي كمي، بقيه مردم از خود مقاومتي نشان ندادند. پس چرا عمر ايران را با سپاه جنگي فتح كرد، چرا مردم را با زبان به دين دعوت نكرد.

2.        آيا غير از اين است كه براي اين بود كه ايرانياني كه دين را ياري خواهند كرد از دين متنفر شوند ؟ مگر جز اين است كه آنان خواهان اين بودند كه ايرانياني كه دين را به اعراب عرضه خواهند كرد  اسلام ويروسي به آنان برسد ؟ ديني را قبول كنند كه ازدرون تهي شده بود، زيرا اسلامي رهبر آن هر كسي بتواند باشد، بلكه هر رهبر فاسق ، فاجر زناكار ، ميمون باز ، شراب خواري واجب الاطاعة است و از مثل يزيد سگ باز و ميمون باز و زنا كار و شراب خور بايد پيروي كرد !!!!!!!!! اين اسلام در واقع با كفر هيچ تفاوتي نمي كند. چون وقتي رهبر يك قوم فاسد و فاسق و فاجر شود مردم و رعيتي كه تحت سلطه اين رهبر هستند به كمتر از كفر راضي نمي‌شوند !!

آري آنان به ايران حمله كردند تا هم ايرانيان را از دين متنفر كنند و هم اينكه ديني كه قبول مي‌كنند ديني باشد كه امثال يزيد و وليد و .... را به عنوان جانشين رسول الله قبول داشته باشند .

ادامه دارد ........

[1]  ابونعیم اصفهانى، تاریخ اصفهان، ج 1، ص 4 ،  متقى هندى/ كنزالعمّال، ج 12، ص 90، ح 34126 / مجمع‏البيان، ج9، ص180/ محمّدبن جریر طبرى، تفسیر طبرى، ج 26، ص 86 / اسماعیل بن كثیر قرشى دمشقى، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالمعرفه، 1412 ق، ج 6، ص 196 / فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان، بیروت، مؤسسة الاعلمى، 1415 ق، ج 9، ص 179.