نماز نخونید !!!!!!!!!!!!!!!!!!

واجب نبودن نماز در صورت نبود آب

اين يكي از شاهكارهاي خليفه دوم است كه فتوا داد وقتي آب موجود نبود نماز واجب ساقط است تا اينكه به آب دسترسي پيدا كنيد ؟؟!!!! در حاليكه در چند جاي قرآن اشاره به تيمم دارد در صورت نبود آب از جمله در سوره مائده آيه 6  كه مي فرمايد « اي كساني كه ايمان آورده ايد وقتي براي نماز برخاستيد صورتها و دستهايتان را ........... و اگر يكي از شما را قضاي حاجتي دست داده يا با زنان تماس حاصل كرده ايد و دسترسي به آب نداشتيد با خاك پاك تيمم نماييد و صورتها و دستهاي خود را بدان مسح كنيد » و در سوره نساء‌ آيه 43 نيز مشابه همين آيه آمده است كه عزيزان ميتوانند مراجعه كنند .و نيز در سوره مائده آيه 9 صريحا امده است كه « فلم تجدو ماء فتيمموا صعيدا طيبا » يعني اگر آب نيافتيد با خاك پاك تيمم كنيد .  علاوه بر قرآن در كتب اهل تسنن هم موجود است كه به عنوان مثال ابو حنيفه گفته است كه مي شود با نبيذيا همان آبي كه در آن  خرما مي ريزند و آبي است مضاف مي توان وضو گرفت .

نهی از ازدواج موقت

خداوند متعال و پيامبر ازدواج موقت را تشريع مي كردند و مسلمانان نيز در عصر رسول خدا به آن عمل ميكردند و تا پيغمبر زنده بود اين عمل هم مشروع و معمول بود .در زمان ابوبكر نيز به آن عمل ميكردند . و در ابتداي خلافت عمر هم مسلمين آن را اجرا ميكردند ولي بعد عمر به دلايلي آن را قدغن كرد و گفت عامل آن را به كيفر مي رسانم .

نص صريح قرآن كريم براي مباح بودن ازدواج موقت اين آيه است كه خداوند مي فرمايد :« فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضه» « هر يك از زنان را كه از آنان برخوردار شديد واجب است مهر ايشان را كه مزد آنان مي باشد به آنان بدهيد » نصوص سنن و احاديث صريح پيغمبر را اصحاب صحاح ومولفين كتب معتبر اهل تسنن در منابع خودآورده اند از جمله حديث ابو نضره است در صحيح مسلم جلد يك ص 467 باب التمتع بالحج . اين مطلب در كتب « الفصول المهمه ، المسائل الفقهيه الخلافيه ، اجوبه موسي جار الله » و كتب بسياري ديگر از اهل تسنن آمده است حالا ما مي پرسيم كه آيا اين كه عمر اين كارها را حرام كرد اجتهاد او در مقابل نص صريح قرآن نيست .

و غير از اين است كه« حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرام محمد حرام الى يوم القيامة »

«حلال محمد حلال است تا روز قيامت، و حرام محمد حرام است تا روز قيامت‏».

و نيز در در المنثور سيوطي جلد 2 ص 141 (و ‌عماد الدين طبري ج 1 ص 114 و تفسير فخر رازي ذيل آيه 24 سوره نساء و  كتب ديگر) از ابن عباس نقل شده است كه مي گفت متعه رحمتي از جانب خدا بر امت محمد بود اگر عمر نهي نكرده بود جز شقي و بد بخت و گروه اندكي از مردم كسي محتاج به زنا نمي شد.

همچنين در جمع بين صحيحين از جابر از طرق مختلف روايت كرده است كه گفت ما با يك مشت خرما و آرد در زمان رسول الله و ابي بكر و مدتي هم در زمان عمر تا نهي نكرده بود متعه مي كرديم ( صحيح مسلم 3/1203) كه عمر براي خاطر عمر پسر حريت وقتي كه متعه كرده بود نهيش كرد .

 و احمد بن حنبل در مسندش از عمران پسر حصين نقل كرده كه متعه زنان در قرآن نازل شده و ما‌ آن را دانسته و در زمان پيامبر به آن عمل مي كرديم و حرام بودنش در قرآن نيامده و پيامبرهم از آن نهي نكرد تا از دنيا رفت . ( مسند احمد بن حنبل جلد 4 صفحه 436 و صحيح بخاري جلد 6 ص 330 )

و در جاي ديگر آمده است كه عبدالله عمر آن را حلال ميدانسته وقتي به او گفتند كه پدرت آن را حرام كرده گفت آيا ما سنت را واگذاشته و سخن پدرم را بگيريم .( تاريخ ابن كثير جلد 5 ص 141 و صحيح ترمذي جلد 3 ص 185) البته ابن حجر عسقلاني و .... چندين حديث در باب حلال بودن متعه اورده اند كه مجال گفتن آن نيست و همين مقدار براي عقلا كافي است.

و در كتبي مثل صحيح مسلم 3/885 و صحيح بخاري كتاب حج حديث 2135 و 1469 آمده است كه عمر آن را حرام كرده است ولي گويا اهل سنت عمر را از خدا و پيامبر آگاه تر مي پندارند ( معاذ الله )