نهی از حج تمتع
نهي از حج تمتع
علت اينكه اين حج را حج تمتع ميگويند اين است كه در مدت فاصله بين دو احرام ( احرام عمره و حج محظورات احرام مباح و حلال مي گردد و شخص عامل به آن مي تواند دراين مدت از آنچه در احرام عمره حرام بود و در احرام حج نيز حرام ميگردد لذت و تمتع ببرد . اين همان معنايي بود كه عمر و بعضي از اتباعش ناخوش مي داشتند . در مجمع البيان در ذيل آيه « فمن تمتع بالعمره » آمده است كه مردي گفت آيا به قصد حج خارج شويم و سرهاي ما از آب غسل جنابت تر باشد . و پيغمبر به او فرمود تو هيچگاه به اين احكام ايمان نمي آوري .
روز عمر در منبر خطبه مي خواند و ضمن آن با كمال صراحت گفت « متعتان كانتا علي عهد رسول الله و انا انهي عنهما و اعاقب عليهما : متعه الحج و متعه النسا » « دو لذت در زمان پيغمبر بود و من از آن جلوگيري خواهم كرد و مرتكب آنها را مجازات ميكنم لذت بردن در حج و عقد موقت ( صيغه ) »
خداوند متعال و پيامبر ازدواج موقت را تشريع مي كردند و مسلمانان نيز در عصر رسول خدا به آن عمل ميكردند و تا پيغمبر زنده بود اين عمل هم مشروع و معمول بود .در زمان ابوبكر نيز به آن عمل ميكردند . و در ابتداي خلافت عمر هم مسلمين آن را اجرا ميكردند ولي بعد عمر به دلايلي آن را قدغن كرد و گفت عامل آن را به كيفر مي رسانم .
نص صريح قرآن كريم براي مباح بودن ازدواج موقت اين آيه است كه خداوند مي فرمايد :« فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضه» « هر يك از زنان را كه از آنان برخوردار شديد واجب است مهر ايشان را كه مزد آنان مي باشد به آنان بدهيد » نصوص سنن و احاديث صريح پيغمبر را اصحاب صحاح ومولفين كتب معتبر اهل تسنن در منابع خودآورده اند از جمله حديث ابو نضره است در صحيح مسلم جلد يك ص 467 باب التمتع بالحج . اين مطلب در كتب « الفصول المهمه ، المسائل الفقهيه الخلافيه ، اجوبه موسي جار الله » و كتب بسياري ديگر از اهل تسنن آمده است حالا ما مي پرسيم كه آيا اين كه عمر اين كارها را حرام كرد اجتهاد او در مقابل نص صريح قرآن نيست .
و غير از اين است كه« حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرام محمد حرام الى يوم القيامة »
«حلال محمد حلال است تا روز قيامت، و حرام محمد حرام است تا روز قيامت».
و نيز در در المنثور سيوطي جلد 2 ص 141 (و عماد الدين طبري ج 1 ص 114 و تفسير فخر رازي ذيل آيه 24 سوره نساء و كتب ديگر) از ابن عباس نقل شده است كه مي گفت متعه رحمتي از جانب خدا بر امت محمد بود اگر عمر نهي نكرده بود جز شقي و بد بخت و گروه اندكي از مردم كسي محتاج به زنا نمي شد.
همچنين در جمع بين صحيحين از جابر از طرق مختلف روايت كرده است كه گفت ما با يك مشت خرما و آرد در زمان رسول الله و ابي بكر و مدتي هم در زمان عمر تا نهي نكرده بود متعه مي كرديم ( صحيح مسلم 3/1203) كه عمر براي خاطر عمر پسر حريت وقتي كه متعه كرده بود نهيش كرد .
و احمد بن حنبل در مسندش از عمران پسر حصين نقل كرده كه متعه زنان در قرآن نازل شده و ما آن را دانسته و در زمان پيامبر به آن عمل مي كرديم و حرام بودنش در قرآن نيامده و پيامبرهم از آن نهي نكرد تا از دنيا رفت . ( مسند احمد بن حنبل جلد 4 صفحه 436 و صحيح بخاري جلد 6 ص 330 )
و در جاي ديگر آمده است كه عبدالله عمر آن را حلال ميدانسته وقتي به او گفتند كه پدرت آن را حرام كرده گفت آيا ما سنت را واگذاشته و سخن پدرم را بگيريم .( تاريخ ابن كثير جلد 5 ص 141 و صحيح ترمذي جلد 3 ص 185) البته ابن حجر عسقلاني و .... چندين حديث در باب حلال بودن متعه اورده اند كه مجال گفتن آن نيست و همين مقدار براي عقلا كافي است.
و در كتبي مثل صحيح مسلم 3/885 و صحيح بخاري كتاب حج حديث 2135 و 1469 آمده است كه عمر آن را حرام كرده است ولي گويا اهل سنت عمر را از پيامبر آگاه تر مي پندارند ( معاذ الله )